تبليغاتX
سرزمین اهورایی من


عصر ایران- یک روز پس از ترور "عماد مغنیه" فرمانده ارشد نظامی حزب الله لبنان در سوریه، رسانه های غربی سعی دارند با سوء استفاده از این حادثه ادعاهای جدیدی علیه ایران مطرح سازند.

به گزارش عصر ایران (asriran.com) پایگاه خبری نیوزمکس در گزارشی کوشید مغنیه و ایران را به همکاری با عوامل حادثه تروریستی 11 سپتامبر متهم کند!

این پایگاه آمریکایی از مغنیه به عنوان مغز متفکر یک رشته حملات بمب گذاری علیه مواضع آمریکا و اسرائیل در دهه های 1980 و 1990 با همکاری دولت وقت ایران یاد کرد و نوشت: "قبل از حملات 11 سپتامبر پلیس فدرال آمریکا (FBI) نام مغنیه را به اتهام مشارکت در بمب گذاری سفارت آمریکا در بیروت طی دهه 1980 و نیز مشارکت در بمب گذاری مرکز یهودیان آرژانتین (آیما) طی دهه 1990 در لیست افراد تحت تعقیب خود قرار داد."

به ادعای این گزارش نام مغنیه در اسناد فوق محرمانه آژانس امنیت ملی آمریکا که در اختیار کمیسیون ویژه 11 سپتامبر قرار گرفت نیز به چشم می خورد.

این اسناد مدعی است: "مغنیه در فاصله اکتبر 2000 تا فوریه 2001 با چند پرواز «ایران ایر» از دمشق به تهران سفر کرد و این هواپیماها حامل افرادی بودند که بعدا در سپتامبر 2001 به برج های دوقلوی آمریکا در نیویورک حمله کردند."

نیوزمکس نوشت: "در گزارش کمیسیون 11 سپتامبر از مغنیه صرفا به عنوان عامل ارشد حزب الله نام برده شده اما به ادعای منابع آگاه مغنیه شخصی است که هواپیماربایان القاعده و عاملان حادثه 11 سپتامبر را در سفر به ایران مشایعت کرد!"

این پایگاه خبری در ادامه ادعاهای خود به نقل از یک افسر سابق اطلاعاتی و تبعیدی ایران، ساکن در آلمان، به تشریح آنچه نقش مغنیه در مشایعت عوامل القاعده در سفر به ایران نامید، پرداخت.

این افسر سابق اطلاعاتی ایران در گفت و گو با نیوزمکس ادعا کرد: "مغنیه از جانب تهران برای دیدار با هواپیماربایان ماموریت یافت اما هرگز از هواپیمای حامل عوامل القاعده که به سوی تهران در پرواز بود پیاده نشد."

نیوزمکس همچنین در بخش دیگری ادعا کرده است: "پس از حادثه 11 سپتامبر مغنیه هرگز در انظار عمومی ظاهر نشد و گفته می شود وی برای تغییر چهره خود چند بار تحت عمل جراحی در ایران قرار گرفت."

ظاهرا شهادت این فرمانده ارشد حزب الله به دست مزدوران اسرائیلی بهانه ای برای رسانه های غربی است تا بار دیگر هجمه اتهامات خود به سوی ایران و حزب الله را نشانه روند و جالب اینجاست که آمریکا پس از حادثه 11 سپتامبر سلفی های ضد شیعی القاعده را مسئول این حادثه معرفی و به افغانستان لشکرکشی کرد.

اما اکنون رسانه های آمریکایی سعی دارند یک فرمانده شیعه ضد القاعده را به مشارکت در حادثه 11 سپتامبر متهم کنند.

گفتنی است سخنگوی وزارت خارجه کشورمان روز گذشته با محکوم کردن ترور عماد مغنیه، اسرائیل را به مشارکت در این حادثه تروریستی متهم کرد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 16:10 توسط خالق |


ملت ايران از جلمه ملت هاي جهان است که از گذشته دور تا بحال زندگي و جهان بيني اش با شادي و جشن و پايکوبي پيوند مستحکمي داشته است و شايد تنوع در پايکوبي و رقص هاي محلي ايران نمونه بارزي از اين جهان بيني باشد.
ايران و ايراني عليرغم آنکه
در طول ساليان متمادي مورد هجوم اقوام بيگانه قرارگرفته ولي همچنان سعي در حفظ آيين و سنن خود داشته و حتي درمقاطعي نيز با پرداخت پول و ماليات مضاعف آيين هاي خود را پاس داشته که نمونه بارز آن پرداخت پول به مسلمانان جهت برپايي عيد نوروز بوده، ايرانيان در قرن اول هجري، با پرداخت پول و ماليات مضاعف به حکومت اموي اجازه يافتند تا دگربار نوروز را احيا کنند.
شيوه ديگر در حفظ اين آيين ها تغييرات
جزيي در نحوه اجراي آنان بوده به طوريکه آيين چهارشنبه سوري از رسومات باستاني ايرانيان است که با تغييرات لحاظ شده در آن مورد قبول حکومت اموي قرار گرفت.
فرهنگ ايراني اين شاخه زخم خورده وليکن پايدار تمدن بزرگ ايران عليرغم آنکه در
طول ساليان موردهجوم عقايد وگاه خرافه هاي اقوام مهاجم قرار گرفته چند صباحي است مورد هجوم عقايد غربي قرار گرفته است و هر روز و به آرامي آسيب پذير مي نمايد. رواج اصطلاحات غير ضرور غربي در بين جوانان و گاه متاسفانه در بين قشر تحصيلکرده نمونه بارز اين هجوم يا ضربه فرهنگي است.
ضربه فرهنگي را مي توان تغييرات در فرهنگ دانست که سبب به وجود آمدن سردرگمي و هيجان مي شود. خريد کاج هاي تزيين شده و در شب هاي کريسمس در بين اقشار مرفه ايراني به جاي پاسداشت شب هاي يلدا يکي از معضلات اين ضربه هاي فرهنگي است.
متاسفانه چند سالي است که بعد از فراموشي آيين
ها و اعياد جزيي تر گذشته مان شاهد مناسبت هاي جديد در تقويم غير رسمي مردم هستيم يکي از اين روزها روز ولنتاين يا روز عشاق است که جانشين همان عيد سپندار مذگان خودمان شده است.
ولنتاين يا ولنتيوس نام کشيش مسيحي است که در زمان امپراطوري
کلوديوس زندگي مي کرده، کلوديوس امپراطور روم در قرن سوم ميلادي بعد از آنکه در جمع آوري نيرو براي ارتش خود با مشکل روبرو شد تصميم مي گيرد ازدواج را در بين سربازان خود ممنوع اعلام کند تا به اين طريق از وابستگي آنان نسبت به خانواده هايشان بکاهد. در اين بين ولنتيوس به صورت مخفيانه عشاق رومي را به عقد هم درمي آورد و سبب کارشکني در کار کلوديوس مي شود.
ولنتيوس به زندان مي افتد و خود نيز عاشق دختر
زندانبان مي شود وليکن به دليل خطاي مرتکب شده با قلبي عاشق اعدام مي شود و از آن تاريخ به بعد غربيان سالروز مرگ ولنتاين يا ولنتيوس را گرامي مي داشته و روز عشاق نام نهادند. داستان ولنتاين بيشتر به منظومه هاي عاشقانه شبيه است تا تاريخ مستند يک واقعه.
ولنتاين داستاني است مثل شيرين و فرهاد، ليلي و مجنون يا وامق و
عذراي خودمان.
با اين تفاسير آيا روز ولنتاين مي تواند جانشين سپندارمذگان شود
که ريشه در تاريخ و فرهنگ چند هزار ساله ايران دارد.
در گاهشمار ايرانيان براي
هر روزي از هر ماه نامي خاص در نظر گرفته شده است. چنانچه روز اول هر ماه روز اهورامزدا يا روز خدا است، روز دوم، روز بهمن (روز سلامت و انديشه) و روز سوم، روز ارديبهشت (روز راستي و پاکي) و روز چهارم، روز شهريور روز شاهي و فرمانروايي که خاص خداوند است.
روز پنجم نيز سپندارمذ است، سپندارمذ لقب ملي زمين است، يعني
گسترانده، مقدس فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزند.
زشت و زيبا را دوست دارد و همه را چون مادري مهربان در دامان خود
پرورش مي دهد بر اين اساس است که در فرهنگ ايران باستان سپندارمذگان را به عنوان نماد عشق پنداشته اند.
در اين روز عشاق به همديگر هديه مي دادند حضور خود در اين روز را براي زندگي آينده شان به فال نيک مي گرفتند زنان به شوهران خود با عشق و محبت هديه مي دادند و مردان نيز به زنان خود هديه داده و از آنان اطاعت مي کردند در اين روز امورات خانه و خانواده به خانمها واگذار مي شد و مردان به تصميمات آنان احترام مي گذاشتند.
روز عشاق ايراني با فلسفه اي قوي و با سابقه اي به درازي
تاريخي و برخلاف ولنتاين غربيان که ريشه در واقعه اي مجهول دارد گوشه اي از فرهنگ غني ايران زمين است .
فرهنگي که در طول تاريخ هويت ما بوده و هست فرهنگ اين
عامل مهم در رشد و ترقي ملت اينک در خطر است خطري که هر گاه به صورتي نوين چهره مي نمايد و سعي در به ابتذال کشاندن اصول فرهنگي دارد .
هميشه در طول تاريخ ملتي
پيشرفت کرده اند که توانسته اند به شيوه موثرتري فرهنگ خود و اسطوره هاي باستاني شان را به جهانيان معرفي کنند و از جايگاه والايي برخوردار شوند.
متاسفانه
فرهنگ غني ما به علت تهاجم هاي گوناگون پيکره اي زخمي دارد که شايد نخستين زخم را اسکندر بر آن وارد کرد و با هجوم اقوام اعراب و مغول و تاتار ادامه يافت و حال بعد از گذشت دو هزار سال دوباره فرزندان اسکندر درصدد فتح آخرين ديوارهاي فرونريخته اين فرهنگ غني برآمده اند. متاسفانه عده اي از دوستان ناآگاه به تاريخ و فرهنگ ايران نيز آب به آسياب غربيان ريخته و ناآگاهانه آنان را ياري مي دهند.

اينک بر ما لازم است تا با زنده نگه داشتن فرهنگ غني خودمان و تزريق آن در شريانهاي جامعه از فروريزي آخرين ديوارهاي آن جلوگيري کنيم. آيا در گام اول نمي توان به جاي گرامي داشت روز ولنتاين در 25 بهمن ( 14 فوريه)، روز 29 بهمن ( مطابق با 5 اسفند تقويم قديم ايرانيان) را روز عشاق ناميد؟!


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 22:10 توسط خالق |

.. هشت بند یادرگاری از کوروش کبیر روحش شاد باد ..

اينک که به ياری مزدا تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد دين و آئين و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم يا ملتهای ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند

من از امروز که تاج سلطنت را بر سر نهاده ام تا روزی که زنده ام و مزدا توفيق سلطنت را به من ميدهدهرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتی تحميل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که سلطنت مرا بر خود قبول کند يا ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت بر آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد

من تا روزی که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسی به ديگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی ديگری را به بيگاری بگيرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد

من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دينی را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسی را غصب ننمايد و هر شغل را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند

من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ کس را نبايد به مناسبت تقصيری که يکی از خويشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کای ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه ای مرتکب تقصير می شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران.

من تا روزی که به ياری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگی بايد به کلی ازجهان برافتد.

از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 20:18 توسط خالق |


مجلس هشتم: آخرین سنگر! رادیکال‌های اصولگرا شاید گمان می‌کردند می‌بایست آخرین سنگر اصلاح طلبان را نیز مورد حمله قرار دهند. هجمه‌های اخیر به حجت‌الاسلام سید حسن خمینی را باید در این راستا مورد بررسی قرار داد. 

آغاز ماجرا

ماجرا از آنجا شروع شد که در پی ردصلاحیت‌های گسترده اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس هشتم برخی از روحانیون اصلاح‌طلب و تعدادی دیگر از چهره‌های سیاسی کوشیدند با ترغیب نوه امام به ورود به صحنه رایزنی‌ها در خصوص تایید صلاحیت برخی از ردصلاحیت‌شدگان از وی برای حضور پررنگ‌تر در صحنه سیاسی دعوت به عمل آورند.

در همین مقطع برخی از چهره‌ها اعتقاد داشتند که دخالت سید حسن خمینی در روند بررسی صلاحیت ها می‌تواند در مراتب عالی موثر باشد.

در همین راستا بود که سید حسن خمینی در آخرین دیدار خود با اعضای شورای مرکزی یک حزب، کمی صریح‌تر از گذشته سخن گفت و از اصطلاحاتی مانند «تیغ ردصلاحیت‌ها» استفاده کرد و با رد تفکری که دایره اصول انقلاب را تنگ و محدود می‌خواهد از روند ردصلاحیت برخی از یاران امام و انقلاب اظهار تاسف کرد.

بازتاب این سخنان در سایت‌های تندرو اصولگرا بسیار منفی بود. آنان این سخنان را حمایت نوه امام از یک جناح سیاسی تلقی کردند و کوشیدند با تکرار اتهامات دهه اخیر به اصلاح‌طلبان،‌حسن خمینی را از این امر بر حذر دارند.

جهت مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 18:45 توسط خالق |


ایسنا: نوه‌ حضرت امام خميني در پاسخ به ابراز نارضايتي اعضاي جبهه مشاركت ايران اسلامي از رد صلاحيت‌ها گفت: اين تيغ تنها سر شما را نتراشيده، بسياري از دوستان را در همه گروه‌هاي جامعه مشمول لطف خود قرار داده است كه البته مايه تاسف است. اما اين‌گونه رفتارها در جامعه، نبايد فرزندان‌مان را از ارزش‌ها و عقايدي كه داريم، جدا كند.

  حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيدحسن خميني طي سخناني در ديدار اعضاي شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در حرم مطهر امام خميني(ره)، اظهارنظر برخي از مراجع را در خصوص گلايه از ردصلاحيت‌ها گام بزرگي دانست و اظهار كرد: اين گام‌ها اميد مي‌دهد كه مشكلات قابل حل است.

 وي با بيان اين‌كه انقلاب بر دو ركن مردم و دين پايه‌گذاري شده است، اظهار كرد: همه ما بايد دغدغه هر دو ركن نظام را داشته باشيم. در فضاي عمومي جهان و كشور ما مردم‌سالاري امر پذيرفته‌شده‌اي است، كسي نمي‌تواند مردم را از حاكميت و دخالت در سرنوشت خود و از اين‌كه بخواهند حرف و انديشه‌شان را به منصه ظهور برسانند، بازدارد.

 سيدحسن خميني در اين ديدار با ابراز اميدواري نسبت به پايبندي همگان به آرمان‌هاي امام و انقلاب گفت: ان‌شاءالله دل‌هاي ما از آرمان‌هاي‌مان بازنگردد، اگر دغدغه‌اي هست بيشتر دغدغه انقطاع ارزش‌هاي جامعه‌مان با نسل بعدي است.

 نوه رهبر كبير انقلاب اسلامي با تاكيد بر دفاع از اسلاميت نظام نيز گفت: اگر اسلام در اين سرزمين سيلي بخورد به قول امام قرن‌ها طول مي‌كشد تا دوباره مورد وثوق همگان قرار بگيرد. بايد بتوانيم در جامعه خودمان چهره‌اي از اسلام ارائه دهيم كه راهگشاي مشكلات جامعه باشد و بتواند به طور صحيح حكومت كند.

 وي تاكيد كرد: دين نيامده است براي مردم مشقت ايجاد كند، رويكرد دين در جامعه ايجاد آرامش است. اگر نتوانيم حتي در قطاع كوچكي از جامعه آرامش ايجاد كنيم آن روز در نزاع بين دين و پيشرفت، اين دين است كه لطمه مي‌خورد.

در ابتداي اين ديدار دبيركل و برخي اعضاي شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در سخناني به تشريح مواضع و ديدگاه‌هاي خود پرداختند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 15:47 توسط خالق |

بدون شک یکی از مهمترین راهکارها برای مشارکت حداکثری مردم ، فراهم آوردن شرایط برای حضور و معرفی نامزدها و ارائه برنامه هایشان به مردم است . البته نمی بایست بهیچ وجه نظارتهای قانونی برای تایید یا رد صلاحیت نامزدها را منکر شد . آنچه مهم به نظر میرسد مرحله بعد از تایید صلاحیت است . اینکه برخی بیایند و خودشان و چند نفر دیگر را برای حضور در مجلس اصلح معرفی کنند و به بقیه هم بگویند ، برای جلوگیری از شکسته شدن آراء مابقی افراد خارج این لیست انصراف دهند یا در رقابت حضور نداشته باشند خالی از اشکال نیست .

اصولا کار درستی نیست که یک بسته پیشنهادی را بدون ارائه هیچ آمار و ارقام مقایسه ای در ارتباط با قابلیتهای تخصصی ، مدیریتی و اجرایی را به مردم معرفی نمایند . بدیهی است کسی که تایید صلاحیت میشود از مجاری قانونی برای احراز پست نمایندگی مجلس مورد تایید قرار گرفته و مثلاً کسی نمیتواند بگوید که در بین این کاندیداها چون برخی با اسلام ، نظام و قانون اساسی و اصل مترقی ولایت فقیه مشکل داشته اند و دارای سوء شهرت بوده اند با وجود تخصص و تجارب اجرایی و مدیریتی ما روی نام آنها خط کشیدیم و در لیست ما جایی ندارند .

«جهت مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 14:1 توسط خالق |

«آمدند و سوختند و کشتند و بردند و رفتتند».

 همه ایرانیان با شنیدن این عبارت به یاد حمله خانمانسوز مغول می افتند. ...

ولی آنچه عربان بر سر ایران آوردند بسیار بدتر و هولناک تر از مغولان بوده است...

وقتی این اعراب با این خوی و صفات وارد ایران زمین، با آن فرهنگ، تمدن و ثروت غنی شدند، نهایت یاغی گری خود را نشان دادند در صورتی که مغولان پس از اقامت گزیدن در ایران بدون تعصب، به آبادانی آن پرداختند و مسلمان و از برادران دینی ما شدند ولی هیچ وقت ما در کل تاریخ آنها را برادر خطاب نکردیم. اما عربان آن دوران را برادر می نامیم که آمدند و سوختند و کشتند و به یغما بردند و تحقیرمان کردند و پستی نمودند و به داشته هایمان با تمسخر نگریستند و به آرش ها و به کاوه ها و به اسفندیارها و به رستم هامان تاختند و غرورمان را شکستند...

... عربان در حمله و تسخیر و ماندن در ایران، با عقده های چند صد ساله خود جنایاتی انجام دادند که در طول تاریخ، هیچ قومی بر سر قومی دیگر نیاورد. ولی در کتابهای تاریخمان می خوانیم که ما ایرانیان برادران عرب را با دل و جان پذیرفتیم. عربان بزرگوارانه بر ما تاختند و چه برادرانه ما را کشتند و چه مهربانانه به جان فرهنگ و تمدن عظیم ما افتادند! ولی در مقابل در کل تاریخ به دیده احترام به عربان می نگریم...

ایرانیان با اینکه به شدت تحت تأثیر تعالیم اسلام قرار می گرفتند و با کلام عمیق آن آشنا می شدند ولی نسبت به عرب با کینه و نفرت می نگریستند چرا که ایرانیان از طرف عربان برای عرب شدن سختی ها و شکنجه های زیادی را متحمل شدند در صورتی که پیامبر اسلام و ائمه می خواستند ایرانیان را مسلمان کنند نه اینکه آنه را عرب کنند. ... 

«جهت مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 23:22 توسط خالق |

نگاهی آسیب شناسانه به راهبردهای داخلی و خارجی

 

درعصر کنونی و با تحقق دهکده جهانی و گسترش زیرساختهای ارتباطی هرگونه عمل ؛ اقدام و منطق برگزیده ای می تواند جایگاه خود را درعرصه جهانی باز کند وتنها امپریالیستها از یکطرف و بنیادگرایان عقب گرا طالب تغییر قواعد گفتمانهای موجود جهانی و اتخاذ موضع جنگ طلبانه میباشند که جز نابودی دستاوردهای بشری و زیرساخت های آن چیزی در بر نخواهد داشت . نمونه حی و حاظر دو کشور همسایه ما یعنی افغانستان و عراق است که تحت حکومتهای ضد مردمی و غیر دموکراتیک طالبان و صدام با تکیه بر اقلیتی محدود به سرکوبی دیگر اقوام پرداختند و آنگاه که در عرصه داخلی چیزی برای ارائه نداشتند به ماجراجویی های بین المللی دست زده و نو محافظه کاران امپریالیست نیز با کسب فضای مساعد بین المللی به اشغال این کشورها اقدام کردند و هم اکنون با حضور نظامیان بیگانه و پذیرش کمکهای جهانی از طریق همین نظامیان مردم آنها دوران بسیار اسفباری را تجربه می کنند.

«جهت مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 22:42 توسط خالق |