تبليغاتX
سرزمین اهورایی من

خب الحمد الله چهارساعتی برقمان می رود و  چه خوش نشسته ایم که برقمان بیشتر نمی رود! و چقدر هر روز فشار زندگی بر دوشمان است. اصلا زندگی شده است یک بار، که وزنش زیاد است. حالا برای هرکسی یک وزنی دارد و گرده های نحیف مردم این مرز و بوم را به سختی انداخته. چقدر شانه خم شده می بینیم این روزها، که نمی کشند زیر فشار روز افزون مسایل و مشکلات اقتصادی! اینقدر فشار هست که دیگر چه فرقی می کند ساعاتی که قرار است سر بر بالش بگذاریم، زیر باد کولر باشد در این گرمای شدید و یا اینکه چراغی روشن باشد!

توان از کف دادن های مردم هم میهنم را از ابتدای سال هر روز ه می بینم. صبورند که گاز ندارند، صبورند که برقشان جیره بندی می شود و آبشان با فاضلاب مخلوط می گردد ، صبورند که دم نمی زنند. تنها با اندک لبخندی زهر آمارهای در هم ریخته و نا صحیح دولتیان را جواب می دهند که چقدر صبورند و …!

مگر حقوق اساسیشان چه بوده است. حق بهره مندی از مسکن مناسب، حداقل از خوراک، بهداشت و بهره وری از تحصیل!

مسکن که چنین است و چنان و هر روز سقفش بر سر اجاره نشین ها کوتاه می شود و فشار ش بیشتر! خوراک هم که آنقدر معلوم است که از گرانی گوجه فرنگی اش لطیفه ها ساخته اند. بهداشت هم که خدا نکند دراین وانفسا سلامتی از کف دهی که خدمات نامناسب بیمارستان های دولتی چنین است و پزشکان خصوصی نیز حق ویزیتشان چنان است. رسما بابت یک فقره رجوع به پزشک متخصص بالای ۱۲ هزار تومان می پردازند و تازه می گویند خدمات پزشکی ارزان است!  تحصیل هم که نمادی شده از بی عدالتی و نداشتن فرصت های برابر که اگر قرار باشد سالیانه دو یا سه میلیون به مدسه فرزندان پرداخت، دیگر چه می ماند و …! این حقوق اولیه مان است که شاخص توسعه انسانی است و چقدر در حال تغییر است! راست می گویند مردم، که در زمان جنگ هم فشار بدین حد بر دوششان نبوده!

حالا چه انتظاری است که بیایند و بگویند چرا گاز ندارند؟ یا چرا برقمان می رود؟ نیروگاه هایمان نمی کشد و از مدار خارج می شود در این اوضاع، و می گویند بارندگی کم است و در بخش برق آبی مشکل داریم! تاسیساتمان پاسخگو نیست و نمی کشد و ما برنامه ریزی نداریم ! کما اینکه در گاز هم نکشیدیم و برنامه نداشتیم.  و چقدر راحت قصور برنامه نداشته مان را به گردن طبیعت خاموش می اندازیم. یکبار سرمای بالا، یکبار بارندگی کم و خدا می داند بارهای بعد سراغ چه می رویم؟! خدا وکیلی اگر نیروگاه هسته ای هم داشته باشیم چه کسی تضمین می کند که نشود مثل همین هایی که از جنس دیگرش داریم؟ اصلا مگر قرار نیست هسته بیاید تا ما منور شویم و برقمان را از ان بگیریم؟ خب پس چرا آمدن آن انرژی اینچنین فشار آورده که تحریممان می کنند و نمی توانیم نیروگاه های موجودمان را هم نگاه داریم؟ اصلا آیا حق مسلم ماست که برق داشته باشیم یا انرژی هسته ای؟ مگر قرار نبود آن حق مسلم برای رسیدن به این حق مسلم تر زندگی در دوران مدرن باشد؟ حالا نقض غرض شده است اساسی!

آقایانی که قرار است روزی جام زهری بنوشند و بپذیرند توقف تعلیق را، لااقل روزی به این بیاندیشند که همه چیزشان را نگرفته باشند، اعتماد مردم میهنشان را از دست نداده باشند، و حداقل چیزی  در این معامله بر سر حقوق کسب کنند! اخبار که پر شده از مانورها و تهدیدهای اسراییلی و آمریکایی و اروپایی! اصلا شاید خیلی ما مهم هستیم و اقتدارمان چنین حکم می کند!

اما آخر به چه کارمان می آید حقوقی که اصلی ترین، انسانی ترین و پایه ای ترین حقوقمان را از ما سلب می کند!

به راستی حق مسلم ما چیست؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 5:0 توسط خالق |

تقریبا یک سال به انتخابات  آتی ریاست جمهوری باقی  مانده است و مردم توقعات و نظرات خود را به طرق مختلف به گوش مسئولان میرسانند.  در این نظر سنجی که در دو قسمت تهیه شده است شما میتوانید یک گزینه در هر یک را انتخاب نمائید.

نظر سنجی اول نشانگر خواسته مردم  از دولت میباشد. مردم از رئیس جمهور  آینده خود چه چیزی را انتظار دارند؟ 

در نظر سنجی دوم افرادی  که احتمال کاندید شدن آنها و یا افراد همسو با تفکرات آنها بیستر است  در لیست قرار داده شده است

برای شرکت در این نظر سنجی بر روی لینک زیر کلیک کنید

نظرنسجی انتخابات ریاست جمهوری در ایران

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 4:25 توسط خالق |