تبليغاتX
سرزمین اهورایی من
اعتراض محمدرضا شجريان در روز پاياني كنسرت همايون شجريان

تا زبان فارسي هست موسيقي هم هست




اعتماد - قطع دوباره برق در روز چهارم كنسرت همايون شجريان و گروه دستان سبب شد نام بي بديل آواز ايران يكي از شديد ترين اعتراض هاي چند سال اخير را درباره بروز مشكل بر سر اجراي برنامه هاي موسيقي در كشور بيان كند. شامگاه دوشنبه درحالي كه تماشاگران وارد تالار بزرگ كشور مي شدند تا به تماشاي آخرين و چهارمين اجراي همايون شجريان با گروه دستان بنشينند برق تالار به مانند روز سوم اجرا قطع شد اما اين بار سيستم برق اضطراري هم دچار مشكل شده بود و در نتيجه تالار بزرگ كشور در تاريكي كامل فرو رفت. در اين لحظات تنها منبع روشنايي تالار نور گوشي هاي همراه مردم بود. تداوم قطع برق باعث شد فضاي عجيبي در تالار ايجاد شود. عده يي از تماشاگران شروع به خواندن تصنيف هاي مورد علاقه شان كردند. گروهي «مرغ سحر» مي خواندند و گروهي ديگر تصنيف «اي ايران » و البته زمزمه هاي اعتراض به برگزاركنندگان نيز از سوي بعضي از تماشاگران آغاز شد كه اتفاقات پيش آمده را نتيجه ناهماهنگي هاي برگزاركنندگان مي دانستند. اين در حالي است كه به گفته مدير روابط عمومي اين كنسرت «موسسه دل آواز بعد از قطع برق در روز سوم كنسرت از مديران تالار خواسته بود هماهنگي هاي لازم را با مسوولان برق منطقه براي عدم قطع برق در زمان اجرا انجام دهند. گويا نامه نگاري هايي هم انجام شد و به طور شفاهي به مديران تالار قول داده شده بود كه در ساعت برگزاري برنامه برق منطقه قطع نخواهد شد.»تمامي اين اتفاقات مصادف شد با روزي كه همايون شجريان و گروه دستان ميزبان ميهمانان ويژه خود بودند. محمدرضا شجريان براي بار دوم شامگاه دوشنبه به تماشاي كار فرزند خود نشست. علاوه بر او حسين عليزاده ، محمدرضا درويشي، بيژن كامكار، سالار عقيلي، محمد سرير و مجيد درخشاني از ديگر ميهمانان ويژه همايون شجريان و گروه دستان محسوب مي شدند. با تاخيري يك ساعته برق اضطراري تالار وصل شد اما پيش از روي صحنه رفتن گروه، اين محمدرضا شجريان بود كه با چهره يي برافروخته روي صحنه رفت و با زباني تند و صريح نسبت به شرايط موجود اعتراض كرد. مرد آواز ايران گفت:« دست يكايك شما را مي بوسم. شما مردمي كه اين گونه رفتارها را تحمل مي كنيد، رفتارهايي كه به نظرم جز شيطنت چيزي نيست.» او ادامه داد: «بايد از وزارت كشور كه صاحبخانه است پرسيد چرا برق چنين تالاري در چنين شرايطي قطع مي شود؟، اما مشكل اينجاست كه هيچ كس پاسخگوي ما نيست.» اعتراض محمدرضا شجريان كه به بهانه قطع برق آغاز شده بود در ادامه سياست هاي فرهنگي را هم در بر گرفت. او سخنان خود را با خواندن يك بيت از سعدي ادامه داد: «از دشمنان برند شكايت به دوستان، چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم.» شجريان خاطرنشان كرد: «كساني كه فكر مي كنند مي توانند جلوي اين برنامه ها و اين جمع شدن ها را بگيرند، سخت در اشتباهند. تا زماني كه زبان فارسي هست، موسيقي فارسي هم هست و هيچ كس نمي تواند جلوي زبان و موسيقي ما را بگيرد.» استاد آواز ايران در پايان سخنانش گفت: «اعصاب بچه هاي ما را خرد كردند اما بايد تحمل مان بيش از اينها باشد تا بتوانيم در كنار هم زندگي كنيم.» بعد از سخنان محمدرضا شجريان گروه روي صحنه آمد. پيش از شروع اجرا حميد متبسم نوازنده و آهنگساز گروه از حمايت هاي محمدرضا شجريان تشكر كرد و توضيح داد چون در روز سوم اجرا به دليل قطع برق و شرايط نور اضطراري نتوانسته اند از بخش اول كنسرت تصويربرداري كنند امروز تصميم دارند ابتدا بخش دوم را اجرا كنند تا اجراي بخش اول بماند براي بعد از وصل برق. اينچنين بود كه در آخرين روز اجرا گروه دستان برنامه خود را با ساخته هاي سعيد فرج پوري آغاز كرد. در ميانه هاي اجراي بخش اول بود كه برق منطقه وصل شد و باز هم به مانند روز سوم در اين هنگام به خاطر جايگزين شدن برق عادي به جاي برق اضطراري براي چند لحظه وسايل و ابزار صدا از كار افتاد و بعد از يك وقفه گروه با بازگشت به چند ميزان قبل، كار خود را ادامه داد. اما نكته ويژه اين اجرا حضور محمدرضا شجريان روي صحنه براي اجراي قطعه درخواستي «مرغ سحر» بود. در پايان بخش دوم برنامه همايون شجريان از پدر دعوت كرد كه روي صحنه برود و به همراه هم تصنيف مرغ سحر را اجرا كردند. بعد از اتفاقات دوشنبه شب، ديروز همايون شجريان و گروه دستان با انتشار بيانيه يي از تماشاگراني كه در اجرا هاي سوم و چهارم گروه حضور داشتند عذرخواهي كردند. در اين بيانيه آمده است: «دوستان، همراهان و مهربانان عزيزي كه يكشنبه و دوشنبه شب در كنسرت حضور داشتيد: از اينكه به خاطر قطعي بي برنامه برق كه در نيمه اول كنسرت رخ داد، سختي كشيديد، پوزش مي خواهيم. مي دانيد كه كنترل اين بي برنامگي از حوزه اختيارات ما و برگزاركنندگان خارج بود. علي ايحال بابت تاخير در شروع برنامه، گرماي سالن، عدم پخش تصوير از نمايشگر ها و كيفيت نامناسب نور صحنه در بخش اول اجرا پوزش مي خواهيم و از شكيبايي شما سپاسگزاريم. اميد است كه بخش دوم كنسرت جبران كمبودها را كرده باشد.» عمده كنسرت هاي بزرگ كه در اين روز ها برگزار شد به دليل عدم وجود تالار هاي حرفه يي و تخصصي در حوزه موسيقي با مشكلات زيادي در حوزه صدابرداري، ديد و آسايش تماشاگران و گروه اجرايي روبه رو بودند. براي تكميل شدن مجموعه ضعف ها پديده قطع برق كم بود كه آن هم اضافه شد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 1:27 توسط خالق |



بهار بهترين بهانه براي آغاز وآغاز بهترين بهانه براي زيستن
آغاز بهار بر شما مبارک

سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی و 1387 خورشیدی. اگرچه پیامبر(ص) 1387سال پیش هجرت کردند ولی سرزمین آریایی من 5645 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت و 2361 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1182 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید.
پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از 1387 سال می باشد. بر سرزمین خود ببالید.

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 16:45 توسط خالق |


يکي از آيينهاي نوروزي امروز - که بايستي آميزه اي از چند رسم متفاوت باشد - " مراسم چهارشنبه سوري " است که در برخي از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گويند. دربارهً چهارشنبه سوري، کتاب ها و سندهاي تاريخي، مطلبي يا اشاره اي نمي يابيم و تنها در اين قرن اخير، يا دقيق تر، در اين نيم قرن اخير است که مقاله ها و پژوهشهاي متعددي در اين باره منتشر شده و يا در نوشته هاي مربوط به نوروز به چهارشنبه سوري نيز پرداخته اند.

برگزاري چهارشنبه سوري، که در همهً شهرها و روستاهاي ايران سراغ داريم، بدين صورت است که شب آخرين چهارشنبهً سال ( يعني نزديک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بيرون از خانه، جلو در، در فضايي مناسب، آتشي مي افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روي آتش مي پرند و با گفتن : " زردي من از تو، سرخي تو از من "، بيماري ها و ناراحتي ها و نگراني هاي سال کهنه را به آتش مي سپارند، تا سال نو را با آسودگي و شادي آغاز کنند. تا زماني که از ظرف هاي سفالين چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده مي شد، پس از خانه تکاني، کوزهً کهنه اي از پشت بام خانه به کوچه مي انداختند؛ کوزه اي که در آن آب و چند سکه ريخته بودند. اسفند دود کردن و آجيل خودرن، فال گرفتن، " فال گوش " ( در کوي و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها براي نيت خود تفاًول زدن. ) و " قاشق زني " ( معمولا زنان روي خود را مي پوشانند و با قاشق، يا کليد به خانه ها در مي زنند، صاحب خانه شيريني، ميوه و يا پول در ظرف آنها مي گذارد. ) نيز از باورها و رسم هايي است که به ويژه در بين نوجوانان، هنوز به کلي فراموش نشده است؛ و اين رسم ها و باورها در شهرهاي مختلف با يکديگر متفاوت اند.

برای مشاهده متن کامل بر روی "ادامه مطلب" کلیک کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 0:24 توسط خالق |


ملت ايران از جلمه ملت هاي جهان است که از گذشته دور تا بحال زندگي و جهان بيني اش با شادي و جشن و پايکوبي پيوند مستحکمي داشته است و شايد تنوع در پايکوبي و رقص هاي محلي ايران نمونه بارزي از اين جهان بيني باشد.
ايران و ايراني عليرغم آنکه
در طول ساليان متمادي مورد هجوم اقوام بيگانه قرارگرفته ولي همچنان سعي در حفظ آيين و سنن خود داشته و حتي درمقاطعي نيز با پرداخت پول و ماليات مضاعف آيين هاي خود را پاس داشته که نمونه بارز آن پرداخت پول به مسلمانان جهت برپايي عيد نوروز بوده، ايرانيان در قرن اول هجري، با پرداخت پول و ماليات مضاعف به حکومت اموي اجازه يافتند تا دگربار نوروز را احيا کنند.
شيوه ديگر در حفظ اين آيين ها تغييرات
جزيي در نحوه اجراي آنان بوده به طوريکه آيين چهارشنبه سوري از رسومات باستاني ايرانيان است که با تغييرات لحاظ شده در آن مورد قبول حکومت اموي قرار گرفت.
فرهنگ ايراني اين شاخه زخم خورده وليکن پايدار تمدن بزرگ ايران عليرغم آنکه در
طول ساليان موردهجوم عقايد وگاه خرافه هاي اقوام مهاجم قرار گرفته چند صباحي است مورد هجوم عقايد غربي قرار گرفته است و هر روز و به آرامي آسيب پذير مي نمايد. رواج اصطلاحات غير ضرور غربي در بين جوانان و گاه متاسفانه در بين قشر تحصيلکرده نمونه بارز اين هجوم يا ضربه فرهنگي است.
ضربه فرهنگي را مي توان تغييرات در فرهنگ دانست که سبب به وجود آمدن سردرگمي و هيجان مي شود. خريد کاج هاي تزيين شده و در شب هاي کريسمس در بين اقشار مرفه ايراني به جاي پاسداشت شب هاي يلدا يکي از معضلات اين ضربه هاي فرهنگي است.
متاسفانه چند سالي است که بعد از فراموشي آيين
ها و اعياد جزيي تر گذشته مان شاهد مناسبت هاي جديد در تقويم غير رسمي مردم هستيم يکي از اين روزها روز ولنتاين يا روز عشاق است که جانشين همان عيد سپندار مذگان خودمان شده است.
ولنتاين يا ولنتيوس نام کشيش مسيحي است که در زمان امپراطوري
کلوديوس زندگي مي کرده، کلوديوس امپراطور روم در قرن سوم ميلادي بعد از آنکه در جمع آوري نيرو براي ارتش خود با مشکل روبرو شد تصميم مي گيرد ازدواج را در بين سربازان خود ممنوع اعلام کند تا به اين طريق از وابستگي آنان نسبت به خانواده هايشان بکاهد. در اين بين ولنتيوس به صورت مخفيانه عشاق رومي را به عقد هم درمي آورد و سبب کارشکني در کار کلوديوس مي شود.
ولنتيوس به زندان مي افتد و خود نيز عاشق دختر
زندانبان مي شود وليکن به دليل خطاي مرتکب شده با قلبي عاشق اعدام مي شود و از آن تاريخ به بعد غربيان سالروز مرگ ولنتاين يا ولنتيوس را گرامي مي داشته و روز عشاق نام نهادند. داستان ولنتاين بيشتر به منظومه هاي عاشقانه شبيه است تا تاريخ مستند يک واقعه.
ولنتاين داستاني است مثل شيرين و فرهاد، ليلي و مجنون يا وامق و
عذراي خودمان.
با اين تفاسير آيا روز ولنتاين مي تواند جانشين سپندارمذگان شود
که ريشه در تاريخ و فرهنگ چند هزار ساله ايران دارد.
در گاهشمار ايرانيان براي
هر روزي از هر ماه نامي خاص در نظر گرفته شده است. چنانچه روز اول هر ماه روز اهورامزدا يا روز خدا است، روز دوم، روز بهمن (روز سلامت و انديشه) و روز سوم، روز ارديبهشت (روز راستي و پاکي) و روز چهارم، روز شهريور روز شاهي و فرمانروايي که خاص خداوند است.
روز پنجم نيز سپندارمذ است، سپندارمذ لقب ملي زمين است، يعني
گسترانده، مقدس فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزند.
زشت و زيبا را دوست دارد و همه را چون مادري مهربان در دامان خود
پرورش مي دهد بر اين اساس است که در فرهنگ ايران باستان سپندارمذگان را به عنوان نماد عشق پنداشته اند.
در اين روز عشاق به همديگر هديه مي دادند حضور خود در اين روز را براي زندگي آينده شان به فال نيک مي گرفتند زنان به شوهران خود با عشق و محبت هديه مي دادند و مردان نيز به زنان خود هديه داده و از آنان اطاعت مي کردند در اين روز امورات خانه و خانواده به خانمها واگذار مي شد و مردان به تصميمات آنان احترام مي گذاشتند.
روز عشاق ايراني با فلسفه اي قوي و با سابقه اي به درازي
تاريخي و برخلاف ولنتاين غربيان که ريشه در واقعه اي مجهول دارد گوشه اي از فرهنگ غني ايران زمين است .
فرهنگي که در طول تاريخ هويت ما بوده و هست فرهنگ اين
عامل مهم در رشد و ترقي ملت اينک در خطر است خطري که هر گاه به صورتي نوين چهره مي نمايد و سعي در به ابتذال کشاندن اصول فرهنگي دارد .
هميشه در طول تاريخ ملتي
پيشرفت کرده اند که توانسته اند به شيوه موثرتري فرهنگ خود و اسطوره هاي باستاني شان را به جهانيان معرفي کنند و از جايگاه والايي برخوردار شوند.
متاسفانه
فرهنگ غني ما به علت تهاجم هاي گوناگون پيکره اي زخمي دارد که شايد نخستين زخم را اسکندر بر آن وارد کرد و با هجوم اقوام اعراب و مغول و تاتار ادامه يافت و حال بعد از گذشت دو هزار سال دوباره فرزندان اسکندر درصدد فتح آخرين ديوارهاي فرونريخته اين فرهنگ غني برآمده اند. متاسفانه عده اي از دوستان ناآگاه به تاريخ و فرهنگ ايران نيز آب به آسياب غربيان ريخته و ناآگاهانه آنان را ياري مي دهند.

اينک بر ما لازم است تا با زنده نگه داشتن فرهنگ غني خودمان و تزريق آن در شريانهاي جامعه از فروريزي آخرين ديوارهاي آن جلوگيري کنيم. آيا در گام اول نمي توان به جاي گرامي داشت روز ولنتاين در 25 بهمن ( 14 فوريه)، روز 29 بهمن ( مطابق با 5 اسفند تقويم قديم ايرانيان) را روز عشاق ناميد؟!


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 22:10 توسط خالق |