+
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 4:5 توسط خالق
|

«عدهاي خواستار تشكيل كميته صيانت از جان رئيسجمهور شدند؟»
بگم چه كساني خواستار اين قضيه شدن؟ بگم؟ بگم؟ اساسا و اصولا پس از مناظره
آقاي احمدينژاد يك كميته صيانت از جان آحاد ملت ايران تشكيل بشود بد
نيست. حالا كه دارد در باب «كميته صيانت» دستمان گرم ميشود بد نيست اين
كميتههاي صيانت هم تشكيل شوند:
1)
كميته صيانت از پروندهسازي و حومه 2) كميته صيانت از مدارك تحصيلي فاطمه
كروبي و معصومه خدنگ 3) كميته صيانت، اختراع و تبليغ فن بيان! 4) كميته...
كاش كميته بعضيها رو ميگرفت!
«توني بلر عذرخواهي از دولت ايران بابت ماجراي ملوانهاي انگليسي را كاملا تكذيب كرد»
هيچ
دقت كردهايد اخيرا براي حرف زدن اصلا مهم نيست كه حرفتان پايه و اساس
داشته باشد يا نه؟ پايه؟ اساس؟ منطق؟ احمدينژاد؟ بيخيال دوست من.
«چهار مركز نظرسنجي اعلام كردهاند آراء احمدينژاد از 67 درصد گذشت.»
اينكه
يك خبرگزاري لزومي نميبيند بگوید اين چهار مركز كجا هستند يا اصلا اسمشان
چيست چندان مهم نيست (اساسا پس از مناظره آقاي احمدينژاد، مسائلي از اين
دست اصلا مهم نيست!) من گمان ميكنم بعضي دوستان بهزودي اين اخبار را
اعلام خواهند كرد: فردا: نظرسنجيها حاكي از اين است که هشتاد و هفت و سي
و پنج صدم درصد از مردم به احمدينژاد راي خواهند داد. پس فردا: مردم
اعلام كردند در برگههاي رايشان علاوه بر اسم احمدینژاد شكل قلب هم
خواهند كشيد! روز بعدترش: آمار راي احمدينژاد از صدو هفدهدرصد گذشت!
بيستم خرداد: احمدينژاد رئيسجمهور شد از بيخ!
در پايان، مگر قرار نيست ما به كودكان بياموزيم كه دروغ بد است و دروغگو دشمن خداست؟.... بازم بگم؟ بگم؟!
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 1:16 توسط خالق
|
کودکان اسرائیلی در حال امضا و نوشتن "تقدیم به تو کودک فلسطینی" بر روی بمب های ارتش اسرائیل




و این هم کودکان فلسطینی

+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 0:35 توسط خالق
|
خب الحمد الله
چهارساعتی برقمان می رود و چه خوش نشسته ایم که برقمان بیشتر نمی رود! و
چقدر هر روز فشار زندگی بر دوشمان است. اصلا زندگی شده است یک بار، که
وزنش زیاد است. حالا برای هرکسی یک وزنی دارد و گرده های نحیف مردم این
مرز و بوم را به سختی انداخته. چقدر شانه خم شده می بینیم این روزها، که
نمی کشند زیر فشار روز افزون مسایل و مشکلات اقتصادی! اینقدر فشار هست که
دیگر چه فرقی می کند ساعاتی که قرار است سر بر بالش بگذاریم، زیر باد کولر
باشد در این گرمای شدید و یا اینکه چراغی روشن باشد!
توان از کف دادن های مردم هم میهنم را از
ابتدای سال هر روز ه می بینم. صبورند که گاز ندارند، صبورند که
برقشان جیره بندی می شود و آبشان با فاضلاب مخلوط می گردد ، صبورند که دم
نمی زنند. تنها با اندک لبخندی زهر آمارهای در هم ریخته و نا صحیح دولتیان
را جواب می دهند که چقدر صبورند و …!
مگر حقوق اساسیشان چه بوده است. حق بهره مندی از مسکن مناسب، حداقل از خوراک، بهداشت و بهره وری از تحصیل!
مسکن که چنین است و چنان و هر روز سقفش
بر سر اجاره نشین ها کوتاه می شود و فشار ش بیشتر! خوراک هم که آنقدر
معلوم است که از گرانی گوجه فرنگی اش لطیفه ها ساخته اند. بهداشت هم که خدا نکند دراین وانفسا
سلامتی از کف دهی که خدمات نامناسب بیمارستان های دولتی چنین است و پزشکان
خصوصی نیز حق ویزیتشان چنان است. رسما بابت یک فقره رجوع به پزشک متخصص
بالای ۱۲ هزار تومان می پردازند و تازه می گویند خدمات پزشکی ارزان است!
تحصیل هم که نمادی شده از بی عدالتی و نداشتن فرصت های برابر که اگر قرار
باشد سالیانه دو یا سه میلیون به مدسه فرزندان پرداخت، دیگر چه می ماند و
…! این حقوق اولیه مان است که شاخص توسعه انسانی است و چقدر در حال تغییر
است! راست می گویند مردم، که در زمان جنگ هم فشار بدین حد بر دوششان نبوده!
حالا چه انتظاری است که بیایند و بگویند
چرا گاز ندارند؟ یا چرا برقمان می رود؟ نیروگاه هایمان نمی کشد و از مدار
خارج می شود در این اوضاع، و می گویند بارندگی کم است و در بخش برق
آبی مشکل داریم! تاسیساتمان پاسخگو نیست و نمی کشد و ما برنامه ریزی نداریم !
کما اینکه در گاز هم نکشیدیم و برنامه نداشتیم. و چقدر راحت قصور برنامه
نداشته مان را به گردن طبیعت خاموش می اندازیم. یکبار سرمای بالا، یکبار
بارندگی کم و خدا می داند بارهای بعد سراغ چه می رویم؟! خدا وکیلی اگر
نیروگاه هسته ای هم داشته باشیم چه کسی تضمین می کند که نشود مثل همین
هایی که از جنس دیگرش داریم؟ اصلا مگر قرار نیست هسته بیاید تا ما منور
شویم و برقمان را از ان بگیریم؟ خب پس چرا آمدن آن انرژی اینچنین فشار
آورده که تحریممان می کنند و نمی توانیم نیروگاه های موجودمان را هم نگاه
داریم؟ اصلا آیا حق مسلم ماست که برق داشته باشیم یا انرژی هسته ای؟ مگر
قرار نبود آن حق مسلم برای رسیدن به این حق مسلم تر زندگی در دوران مدرن
باشد؟ حالا نقض غرض شده است اساسی!
آقایانی که قرار است روزی جام زهری
بنوشند و بپذیرند توقف تعلیق را، لااقل روزی به این بیاندیشند که همه
چیزشان را نگرفته باشند، اعتماد مردم میهنشان را از دست نداده باشند، و
حداقل چیزی در این معامله بر سر حقوق کسب کنند! اخبار که پر شده از
مانورها و تهدیدهای اسراییلی و آمریکایی و اروپایی! اصلا شاید خیلی ما مهم
هستیم و اقتدارمان چنین حکم می کند!
اما آخر به چه کارمان می آید حقوقی که اصلی ترین، انسانی ترین و پایه ای ترین حقوقمان را از ما سلب می کند!
به راستی حق مسلم ما چیست؟؟؟
+
نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 5:0 توسط خالق
|
تقریبا یک سال به انتخابات آتی ریاست جمهوری باقی مانده است و مردم
توقعات و نظرات خود را به طرق مختلف به گوش مسئولان میرسانند. در این نظر
سنجی که در دو قسمت تهیه شده است شما میتوانید یک گزینه در هر یک را
انتخاب نمائید.
نظر سنجی اول نشانگر خواسته مردم از دولت میباشد. مردم از رئیس جمهور آینده خود چه چیزی را انتظار دارند؟
در نظر سنجی دوم افرادی که احتمال کاندید شدن آنها و یا افراد همسو با تفکرات آنها بیستر است در لیست قرار داده شده است
برای شرکت در این نظر سنجی بر روی لینک زیر کلیک کنید
نظرنسجی انتخابات ریاست جمهوری در ایران
+
نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 4:25 توسط خالق
|
" آب نداریم - برق نداریم - گاز هم جدا "
و دیگر هیچ ....
عصر ايران - پيش از اينکه بحران قطعي مکرر برق گريبان مردم را بگيرد وزير نيرو ، به گونه ايي ديگر سخن گفت امروز طور ديگر!
به
گزارش عصرایران ، پرويز فتاح سال گذشته در سفر به اروميه گفته بود: اراده
دولت براي توسعه صادرات انرژي برق به کشور هاي همسايه جدي است چرا که نسبت
به صادرات نفت و گاز ، ارزش افزود بالاتري دارد.
او همچنين از
تفاهم نامه جديد ايران و ترکيه خبر داده و گفته بود: مطابق اين تفاهم نامه
، حدود شش هزار مگاوات برق به اين کشور از طريق استان آذربايجان غربي
"صادر" مي شود که در سال اول ترکيه خواهان هزار مگاوات برق است .
(و این در حالی است که در صورت راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر فقط 1000 مگا وات برق وارد شبکه سراسری می شود که تنها 500 مگا وات آن به مصرف استان بوشهر می رسد)
اما
امروز که سوء مديريت انرژي در کشور ، قطعي هاي روزانه برق را باعث و صداي
اعتراض مردم را بلند کرده است ، وزير نيرو ، که تا ديروز از صادرات برق و
ارزش افزوده آن و عزم دولت از اين عرصه سخن مي گفت ، با فراموش کردن همه
گفته هاي خويش چنين گفت که ايران اصلاً صادرات يکسويه برق ندارد و درست به
همان ميزان صادرات ، واردات برق داريم و تراز صادرات برق و واردات در حد
صفر است و ... .
او که قبلاً از ارزش افزوده بالاي برق و سودي که
از اين رهگذر نصيب کشور مي شود سخن گفته بود ، اکنون مي گويد :با کشور
هايي که با آنها برق را رد و بدل ميکنيم ,هيچ تبادل پولي نداريم .
فتاح
که سال گذشته تفاهم نامه همکاري بين ايران و ترکيه براي "صدور" برق را به
عنوان دستاورد وزارت نيرو به رخ رسانه ها کشيده بود، اينک ، آن سخن را نيز
فراموش کرده و مدعي است : ما به ترکيه صادرات نداريم ، فقط برق ترکمنستان
را به ترکيه "ترانزيت" مي کنیم!
مقايسه سخنان اخير وزير نيرو که
واحد مرکزي خبر آن را گزارش کرده ، با ادعاهاي سال گذشته وي که در روزنامه
رسالت چاپ شده است، نشان ميدهد عدم احترام به شعور مردم ،در قاموس برخي
مسوولان ، جايگاه ويژه اي دارد!فتاح، تا ديروز دم از صادرات برق و
موفقيت هاي وزارتخانه اش در اين باب و اين که چه سودي نصيب کشور مي شود مي
زند ولي امروز که مردم به استناد همان حرفها مي گويند "وقتي خودمان نياز
داريم ، صادرات چرا؟!" به راحتي پاسخ مي دهد که ما صادرات نداريم ! همه
چيز در حد صفر است و پولی هم ردو بدل نمي شود؟
به راستي چگونه
است وقتي سخن از فعاليت هاي يک وزارتخانه مي شود ، وزير در تبيين
شاهکارهاي وزارتخانه اش دم از صادرات مي زند و با افتخار از تفاهم نامه
صدور برق به ترکيه سخن مي گويد ولي وقتي بحران برق فراگير مي شود ، آن همه
ادعاهاي صادراتي را "صفر" مي نامد و حتي "صادرات" برق به ترکيه را نيز به
" ترانزيت" تقليل مي دهد؟! صادرات کجا و ترانزیت کجا؟!
اين تناقضات يعني چه آقاي فتاح؟!
اگر
نمي دانيد، بدانيد که در عصر رسانه ، حتي اگر حافظه ها را هم ناديده
بگيريم ، چيزي به نام "آرشيو" وجود دارد که مي تواند به راحتي چند کليک ،
تناقضات گفتاري را آشکار کند و نقاب از چهره مسوولاني بردارد که با مردم
روراست نيستند.
اما گذشته از اظهارات متناقض وزير درباره صادرات
برق ، توجيهات جديد او در باب قطعي هاي مکرر برق نيز بسيار نا اميد کننده
است و در واقع اعترافي به بي تدبيري وزارت نيروست .
به خبر زير که واحد مرکزي خبر ، امروزآن را منتشر کرده است دقت کنيد:
" وزير نيرو گفت: به مردم کشورمان اطمينان مي دهيم که تمام صنعت برق امسال براي جلوگيري از کمبود برق و خاموشي ها بسيج شده است.
پرويز
فتاح که پس از جلسه هيئت دولت با خبرنگاران سخن مي گفت، افزود: وزارت نيرو
سرگرم عقد قراردادهايي با بخش خصوصي است تا از ابزارها و توانايي هاي اين
بخش براي افزايش توليد برق استفاده کند.
وي همچنين گفت: در حال حاضر در صنعت برق هيچ ظرفيت معطلي نداريم و روند افزايش توليد همچنان ادامه دارد."
جالب
است ! وزير نيرو ، درست در ميانه بحران برق و قطعي هاي مکرر ، مژده مي دهد
که سرگرم عقد قراردادهايي با بخش خصوصي است تا از ابزارها و توانايي هاي
اين بخش براي افزايش توليد برق استفاده کند.
اين سخن نشان مي دهد
که "آينده نگري" عنصر مفقود شده وزارت نيروست وگرنه ، به جاي امروز که
مردم با قطعي هاي مکرر برق مواجه و در عذاب اند، مي بايست از مدت ها قبل ،
به فکر افزايش توليد مي افتادند و قراردادهاي ادعايي خود با بخش خصوصی را
منعقد می کردند نه اینکه حالا که قطعی برق داد مردم را در آورده است ، به
یادشان بیفتد که باید تولید را افزایش دهند!
وزیر نیرو همچنین ادعا
می کند:"در صنعت برق هيچ ظرفيت معطلي نداريم " و در همين حال مي گويد:
"روند افزايش توليد همچنان ادامه دارد." و "وزارت نيرو سرگرم عقد
قراردادهايي با بخش خصوصي است تا از ابزارها و توانايي هاي اين بخش براي
افزايش توليد برق استفاده کند" ؛ آيا اين دو جمله اخير ناقض ادعاي اوليه
وزير نيست و نشان نمي دهد که برخلاف ادعاي وي که "در صنعت برق هيچ ظرفيت
معطلي نداريم" ، کلي ظرفيت خالي در اين بخش داريم که روند توليد - به قول
وزير- رو به افزايش است و تازه ، بخش خصوصي هم مي تواند به اين پروسه کمک
کند؟!
اين تناقضات و سوء تدبيرها ، حاکي از آن است که ريشه اصلي
قطعي هاي مکرر برق ، نه خشکسالي است و نه توطئه آمريکا و استکبار جهاني،
بلکه وقتي "آينده نگري" جاي خود را به تکرار ماجراي "نوشدارو بعد از مرگ
سهراب" بدهد و روزمرگي ها بر مجموعه اي حاکم شود ، وضعيت همين مي شود که
هست و اگر غير از اين بود ، جاي تعجب داشت .
این هم جواب مشاور وزیر در پی انتشار این مطلب در سایت خبری عصر ایران و توضیحات وزارت نیرو در باره علل قطع برقاگه حوصله دارید نظرات کاربران رو هم در مورد این خبر در ادامه مطلب بخونی. جالبه!!
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 2:52 توسط خالق
|
آخرین اخبار از ناآرامی ها و درگیری مردم دشتستان با پلیس ضد شورش را از سایت های زیر دنبال کنید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 14:18 توسط خالق
|

قلعه حيوانات نام كتابي نوشته جورج اُرول است. اثري جالب كه هرگز از خواندنش سير
نميشوم.اين كتاب
روايتگر داستان يك انقلاب است كه حيوانات يك مزرعه به
پيشنهاد يك حيوان پير و فرزانه عليه انسانها كه از آنها
بيگاري ميكشند انجام ميدهند.آنها پس از انقلاب با دلسوزي براي
مزرعه خود كار ميكنند و حتي در جنگي كه بين آنها و انسانها صورت
ميگيرد برنده ميشوند.
اما پس از مدتي بين سران و حيوانات
باهوشتر اختلاف ميافتد و در اين ميان حيوان باهوشتر توسط يكي
ديگر از حيوانات باهوش اما قلدر از مزرعه رانده ميشود و آن خوك
قلدر رئيس حيوانات ديگر مي شود و هر روز نيز زورگو تر ميشود ولي بازهم حيوانات
به خاطر آنكه مزرعه خودشان است كار ميكنند.كم كم حيوان زورگو و
خوكها تحت عنوان آينكه از ديگران باهوشتر هستند و بيشتر ميفهمند و بايد
ديگران را رهبري كنند شرايط ويژه اي براي خود قائل ميشوند و حتي خانه انسانها
را محل زندگي خود ميكنند.
سالها پس از اين انقلاب وضعيت حيوانات حتي از
روز هاي قبل از انقلاب نيز بدتر ميشود اما يك خوك ديگر با خواندن چندين
آمار به مقايسه آن با قبل از انقلاب به آنها ميگويد كه وضعشان خيلي بهتر
شده است.آنها كه قديمتر بودند كم كم به اين نتيجه ميرسند كه آنها از
روزهاي قبل از انقلاب بيشتر كار ميكنند ولي كمتر غذا ميخورند و در نهايت
شبي ميرسد كه حيوانات دزدكي به محل زندگي خوكها ميروند و مي بينند كه آنها
با انسانها در حال صحبت هستند و انسانها به خوكها ميگويند كه رهبري شما
خوكها بايد سرمشق ديگر مزارع باشد براي ما بسيار جالب است كه ميبينم
شما از حيوانات بيشتر كار ميكشيد و حتي آنها را مجبور ميكنديد روزهاي تعطيل
هم كار كنند و از همه مزارع نيز به آنها كمتر غذا ميدهيد و خلاصه اينكه
مدتي بعد بين خوكها و انسانها دعوا ميشود و حيوانات هرچه تلاش ميكنند
ديگر نمي توانند بين خوكها و انسانها تفاوتي قائل شوند
این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته شد و در سال 1945 میلادی منتشر شد، ولی در اواخر دهه 1950 میلادی محبوب شد. معروفترین جمله این کتاب «همه حیوانات باهم مساویند، اما برخی مساوی ترند» است.در زبان انگلیسی به عنوان ضرب المثل وارد شدهاست.
عجیب است که مطالب اين كتاب كه شصت سال
پيش نوشته شده چطور اينقدر با مسائل امروز جور در میاد.
وقتی این کتاب 100 صفحه ای رو می خونی همش به این فکر می کنی
که تو جز کدوم دسته از اون شخصیت های داستان هستی یا اینکه دیگران جز کدوم دسته هستند.
اگه این کتاب رو تا حالا نخوندید توصیه
می کنم که حتما اون رو از لینک زیر دانلود کنید و بعد از خوندن این کتاب نظرتون رو
در مورد داستان و شخصیت های این کتاب برای بقیه دوستان هم بنویسید.
نسخه PDF
http://www.irshare.net/download.php?file=494a461ecb02aecd6115cf870df21c7bبرای موبایل jar
http://www.4shared.com/file/43058906/fbeaf37/AnimalFarm.html
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 22:1 توسط خالق
|
نوشتاری از مدیر مسئول هفته نامه اتحاد جنوب
سالروز پیروزی انقلاب اسلامی بهانه ای است تا هرکس
به فراخور بضاعت و
باورهای خود به ارزش ها و دستاوردهای این انقلاب باشکوه
بپردازد و البته نیم نگاهی به آفت ها و عبرت های این رویداد
تاریخی داشته باشد.
از دستاوردهای انقلاب اسلامی احیای دوباره دین اسلام در این مرز و بوم، نجات از استبداد شاهنشاهی و عزت و
استقلال را می توان نام برد. آزادی و مردم سالاری دینی(جمهوری اسلامی) از دیگر مطالبات مردم بود که تا حدودی تحقق یافت و البته انتظار مردم بیش از این
حد است. دستاوردهای این انقلاب گران سنگ محدود به آنچه گفته شد نمی باشد و مردم عزیز خود بهتر می دانند؛ آنچه در این یادداشت کوتاه می خواهم اشاره
ای به آن داشته باشم. آفت هایی است که این انقلاب را تهدید می کند و عبرت هایی است که نباید فراموش شوند! از جمله آفت ها کمرنگ شدن ارزش هایی هستند
که اوایل انقلاب خیلی پررنگ بودند؛ اخلاص، صمیمیت و برادری! متأسفانه امروز جز برای اقلیتی این ارزش ها مرده است یا لااقل کم جان و کم رمق شده
است. تظاهر و ریاکاری چون موریانه اساس اعتقادات مردم را خورده و می خورد. خیلی از مردم آن نیستند که هستند! آن هستند که مسؤولان جامعه می
خواهند باشند! و زمانی که خودشان هستند آن هستند که هستند! تفاوت چهره درون و برون به خصوص برای آنانکه نان و نامشان در گرو چهره برو نشان است. بسیار
زیاد است و این آفتی است که ایمان مردم را هدف قرار داده است. از آفت های دیگر انقلاب اینکه امروز برای گرفتن پستی ناچیز هزار و یک واسطه و
پارتی به راه می افتند تا آقایی مدیرکل شود یا مدیر جزء! هزار و یک معامله پشت پرده می شود تا پستی به یک فرد برسد. ولی آن ها که اوایل انقلاب را درک
کرده اند می دانند دقیقاً اوضاع بر عکس حالا بود. کسی زیر بار مسؤولیت اداری و اجرایی نمی رفت. هزار و یک واسطه موجه باید نزد فرد می رفتند تا
با اصرار به او می قبولاندند که پذیرفتن این مسؤولیت امروز تکلیف شرعی است تا اینکه فرد راضی می شد مسؤولیت را قبول کند.
دیروز کسی برای پستش مدیون کسی نبود ولی امروز
وقتی عالی جناب به پست رسید، باید دیونش را به واسطه هایی که ابلاغ مدیریت برایش گرفته اند ادا کند.
باب میل آنها عمل کند، عزل کند و نصب نماید. حق و
ناحق نماید، قانون را به نفع دوستان هم باندی خود تفسیر کند و یا حتی زیر پا بگذارد و الا خودش عزل می شود و مهره ای دیگر....
جهت مشاهده متن کامل بر روی "ادامه مطلب" کلیک کنید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 20:49 توسط خالق
|

عصر ایران- یک روز پس از
ترور "عماد مغنیه" فرمانده ارشد نظامی حزب الله لبنان
در سوریه، رسانه های غربی سعی دارند با سوء استفاده از این حادثه ادعاهای جدیدی
علیه ایران مطرح سازند.
به گزارش عصر ایران (asriran.com) پایگاه خبری نیوزمکس در گزارشی کوشید مغنیه و ایران را به همکاری با عوامل حادثه تروریستی 11 سپتامبر متهم کند!
این پایگاه آمریکایی از
مغنیه به عنوان مغز متفکر یک رشته حملات بمب گذاری علیه مواضع آمریکا و اسرائیل
در دهه های 1980 و 1990 با همکاری دولت وقت ایران یاد کرد و نوشت: "قبل از
حملات 11
سپتامبر پلیس فدرال آمریکا (FBI) نام مغنیه را به اتهام
مشارکت در بمب گذاری سفارت آمریکا در بیروت طی دهه 1980 و نیز مشارکت
در بمب گذاری مرکز یهودیان آرژانتین (آیما) طی دهه 1990 در لیست افراد تحت تعقیب
خود قرار داد."
به ادعای این گزارش نام مغنیه در اسناد فوق محرمانه آژانس امنیت ملی آمریکا که در
اختیار کمیسیون
ویژه 11 سپتامبر قرار گرفت نیز به چشم می خورد.
این اسناد مدعی است:
"مغنیه
در فاصله اکتبر 2000 تا فوریه 2001 با چند پرواز «ایران ایر»
از دمشق به تهران سفر کرد
و این هواپیماها حامل افرادی بودند که بعدا در سپتامبر 2001 به برج های دوقلوی آمریکا در نیویورک حمله کردند."
نیوزمکس نوشت: "در
گزارش کمیسیون 11 سپتامبر از مغنیه صرفا به عنوان عامل ارشد
حزب الله نام برده شده اما به ادعای منابع آگاه مغنیه شخصی است که
هواپیماربایان القاعده و عاملان حادثه 11 سپتامبر را در سفر به ایران
مشایعت کرد!"
این پایگاه خبری در ادامه
ادعاهای خود به نقل از یک افسر سابق اطلاعاتی و تبعیدی ایران،
ساکن در آلمان، به تشریح آنچه نقش مغنیه در مشایعت عوامل
القاعده در سفر به ایران نامید، پرداخت.
این افسر سابق اطلاعاتی ایران در گفت و گو با نیوزمکس ادعا کرد: "مغنیه از جانب
تهران برای دیدار با هواپیماربایان ماموریت یافت اما هرگز از
هواپیمای حامل عوامل القاعده که به سوی تهران در پرواز بود پیاده نشد."
نیوزمکس همچنین در بخش دیگری
ادعا کرده
است: "پس از حادثه 11 سپتامبر مغنیه هرگز در انظار
عمومی ظاهر نشد و گفته می شود وی برای تغییر چهره خود چند بار
تحت عمل جراحی در ایران قرار گرفت."
ظاهرا شهادت این فرمانده
ارشد حزب الله به دست مزدوران اسرائیلی بهانه ای برای رسانه های غربی است تا بار دیگر هجمه اتهامات خود به سوی ایران و حزب الله را نشانه
روند و جالب اینجاست که آمریکا پس از حادثه 11 سپتامبر سلفی های ضد شیعی القاعده
را مسئول
این حادثه معرفی و به افغانستان لشکرکشی کرد.
اما اکنون رسانه های
آمریکایی
سعی دارند یک فرمانده شیعه ضد القاعده را به مشارکت در حادثه
11 سپتامبر متهم کنند.
گفتنی است سخنگوی وزارت
خارجه کشورمان روز گذشته با محکوم کردن ترور عماد مغنیه، اسرائیل را به
مشارکت در این حادثه تروریستی متهم کرد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 16:10 توسط خالق
|

مجلس هشتم: آخرین سنگر! رادیکالهای اصولگرا شاید گمان میکردند میبایست آخرین سنگر اصلاح طلبان را نیز مورد
حمله قرار دهند. هجمههای اخیر به حجتالاسلام سید حسن
خمینی را باید در این راستا مورد بررسی قرار داد.
آغاز ماجرا
ماجرا از آنجا شروع شد که در پی
ردصلاحیتهای گسترده اصلاحطلبان در انتخابات مجلس هشتم
برخی از
روحانیون اصلاحطلب و تعدادی دیگر از چهرههای سیاسی کوشیدند با ترغیب نوه امام
به ورود به صحنه رایزنیها در خصوص تایید صلاحیت برخی از ردصلاحیتشدگان از وی برای
حضور پررنگتر در صحنه سیاسی دعوت به عمل آورند.
در همین مقطع برخی از
چهرهها اعتقاد
داشتند که دخالت سید حسن خمینی در روند بررسی صلاحیت ها میتواند در مراتب
عالی موثر باشد.
در همین راستا بود که سید حسن خمینی در آخرین
دیدار خود با اعضای شورای مرکزی یک
حزب، کمی صریحتر از گذشته سخن گفت و از اصطلاحاتی
مانند «تیغ
ردصلاحیتها» استفاده کرد و با رد تفکری که دایره اصول انقلاب را تنگ و محدود
میخواهد از روند ردصلاحیت برخی از یاران امام و انقلاب اظهار تاسف کرد.
بازتاب این سخنان در سایتهای تندرو اصولگرا بسیار منفی بود. آنان این سخنان را حمایت
نوه امام از یک جناح سیاسی تلقی کردند و کوشیدند با تکرار اتهامات دهه اخیر به اصلاحطلبان،حسن
خمینی را از این امر بر حذر دارند.
جهت مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 18:45 توسط خالق
|

ایسنا: نوه حضرت امام خميني در پاسخ به
ابراز نارضايتي اعضاي جبهه مشاركت ايران اسلامي از رد صلاحيتها گفت: اين تيغ تنها
سر شما را نتراشيده، بسياري از دوستان را در همه گروههاي جامعه مشمول لطف خود
قرار داده است كه البته مايه تاسف است. اما اينگونه رفتارها در جامعه، نبايد
فرزندانمان را از ارزشها و عقايدي كه داريم، جدا كند.
حجتالاسلاموالمسلمين سيدحسن خميني طي سخناني
در ديدار اعضاي شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در حرم مطهر امام خميني(ره)،
اظهارنظر برخي از مراجع را در خصوص گلايه از ردصلاحيتها گام بزرگي دانست و اظهار
كرد: اين گامها اميد ميدهد كه مشكلات قابل حل است.
وي با بيان اينكه انقلاب بر دو ركن
مردم و دين پايهگذاري شده است، اظهار كرد: همه ما بايد دغدغه هر دو ركن نظام را
داشته باشيم. در فضاي عمومي جهان و كشور ما مردمسالاري امر پذيرفتهشدهاي است،
كسي نميتواند مردم را از حاكميت و دخالت در سرنوشت خود و از اينكه بخواهند حرف و
انديشهشان را به منصه ظهور برسانند، بازدارد.
سيدحسن خميني در اين ديدار با ابراز
اميدواري نسبت به پايبندي همگان به آرمانهاي امام و انقلاب گفت: انشاءالله دلهاي
ما از آرمانهايمان بازنگردد، اگر دغدغهاي هست بيشتر دغدغه انقطاع ارزشهاي
جامعهمان با نسل بعدي است.
نوه رهبر كبير انقلاب اسلامي با تاكيد
بر دفاع از اسلاميت نظام نيز گفت: اگر اسلام در اين سرزمين سيلي بخورد به قول امام
قرنها طول ميكشد تا دوباره مورد وثوق همگان قرار بگيرد. بايد بتوانيم در جامعه
خودمان چهرهاي از اسلام ارائه دهيم كه راهگشاي مشكلات جامعه باشد و بتواند به طور
صحيح حكومت كند.
وي تاكيد كرد: دين نيامده است براي مردم
مشقت ايجاد كند، رويكرد دين در جامعه ايجاد آرامش است. اگر نتوانيم حتي در قطاع
كوچكي از جامعه آرامش ايجاد كنيم آن روز در نزاع بين دين و پيشرفت، اين دين است كه
لطمه ميخورد.
در ابتداي اين ديدار دبيركل و برخي اعضاي شوراي مركزي
جبهه مشاركت ايران اسلامي در سخناني به تشريح مواضع و ديدگاههاي خود پرداختند.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 15:47 توسط خالق
|
بدون شک یکی از مهمترین راهکارها برای مشارکت حداکثری مردم ،
فراهم آوردن شرایط برای حضور و معرفی
نامزدها و ارائه برنامه هایشان به مردم است . البته نمی
بایست
بهیچ وجه نظارتهای قانونی برای تایید یا رد صلاحیت نامزدها را منکر شد . آنچه مهم به نظر میرسد مرحله بعد از تایید صلاحیت است .
اینکه برخی بیایند و خودشان و چند نفر دیگر را برای حضور
در مجلس اصلح معرفی کنند و به بقیه هم بگویند ، برای
جلوگیری
از شکسته شدن آراء مابقی افراد خارج این لیست انصراف دهند یا در رقابت حضور نداشته باشند خالی از اشکال نیست .
اصولا کار درستی نیست که یک بسته پیشنهادی را
بدون ارائه هیچ آمار و ارقام مقایسه ای در ارتباط با قابلیتهای تخصصی ، مدیریتی و
اجرایی را به مردم معرفی نمایند . بدیهی است کسی که تایید صلاحیت میشود از مجاری قانونی
برای احراز پست نمایندگی مجلس مورد تایید قرار گرفته و مثلاً کسی نمیتواند بگوید
که در بین این کاندیداها چون برخی با اسلام ، نظام و قانون اساسی و اصل مترقی ولایت
فقیه مشکل داشته اند و دارای سوء شهرت بوده اند با وجود تخصص و تجارب اجرایی و
مدیریتی ما روی نام آنها خط کشیدیم و در لیست ما جایی ندارند
.
«جهت مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید»
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 14:1 توسط خالق
|